درد و دلی از آجی سوگند گلم

>>> تاریخ انشتار پست :یکشنبه 27 فروردین 1391

روزی اگر به سراغ من آمد به او بگو : 

« من خوب می شناختمش 

نامت چو آوازی همِشه بر لب او بود . 

حتی زمان مرگ 

آن لحظه های پر ز درد و غم و غروب 

آن بیقرار عشق 

چشم انتظار دیدن رویت نشسته بود . » 

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو : 

« شب در میان تاریکی در نور ماهتاب 

هر روز در درخشش خورشید تابناک 

هر لحظه در برابر آیینه ی زمان 

آن دختر سکوت ؛ 

در انتظار دیدن رویت نشسته بود .» 

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو : 

« جز تو دلش را به هیچ کس امانت نداد 

هرگز خیانتی به دستان تو نکرد 

هرگز نگاه پاک و زلال تو را ؛ 

با هیچ چشم سیاه مستی عوض نکرد 

تا آخرین نفس ؛ 

در انتظار دیدن رویت نشسته بود . » 

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو : 

افسوس ! دیر شد ؛ ای کاش ! 

کمی زودتر می آمدی . » 

اما بگو : 

« من خوب می دانم 

حتی در آن جهان 

آن خفته ی خموش ؛ 

در انتظار دیدن رویت نشسته است .» 

روز ی اگر ....... 

اما ؛ نه ؛ 

او هیچوقت دیگر نمی آید . 

کاش عمرم را به پایش هدر نمی کردم

نظرات در رابطه با این پست
عشقم
عشقم در تاریخ 22:51 ساعت 22:51 گفته :
قصه ای بگو عزیزم .قصه ای که سرخی عشقو نشون من بده
قصه ای که خوندن هرورقش. یکی شدن با عاشقو یادم بده
یاد بده تو وادی عشق .عاشقا فدا می شن
توی رسم عاشقی. کم بیارن تباه می شن
یاد بده تو حرمت عشق نباید شک کنی
یا برای هر عزیزی نباید تب بکنی
یاد بده دستای گرم عاشقو باید شناخت
یا نگاه مبهم معشوق و بی حساب نذاشت
یاد بده مثل یه پروانه ی دلداده باید ساده باشیم
دور یک شمع قشنگ عاشق و دلباخته باشیم
یاد بده فراق یار حس غریب عاشقی ست
این طلسم عاشقونه با سلام سرخ تو شکستنی ست
یاد بده جنوب قلبت با شمالش یکیه
داد بزن بگو خیلی دوست دارم کی به کیه
یاد بده قلبت دو نیمه اس نیمه هاش جدا نشن
تیکه های سرخ خاطرات یار خیلی قشنگن هیچکدوم فنا نشن
صفحه ی آخر قصه ی دوست دارم یه جور خوب تموم بشه
این طوری یه دنیا عشق وشور با هم یکی می شه
حالا سرخ سرخیم و همه یه رنگی
دیگه گوهر وجود و همگی مثل یه قلب
نام :
ایمیل :
وب سايت :
کد تاييد :
متن دیدگاه :